۱۳۹۳ اسفند ۷, پنجشنبه

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنباله تو گشتم
شهر تردید یقین بود که دگر روی ماهت را نبینم
نبودی که ببینی چه هوایی شده بودم
قلب خسته راه بلد بود و پای به پایش شده بودم
دم به دم از ياد تو میگفت شهر فراموش
خبرت رسم همان شب از جای قدم های تو ماهم
یک به یک از کوچهای همان شهر گرفتم
آخر کوچه همان وقت سحر یادت هست؟



۱۳۹۳ اسفند ۴, دوشنبه

کاش از تو به تو راه فراری بود
یا دست کم دل را بی تو قراری بود
از تو به من فاصله چند زمستان است؟
کاش پایان هر زمستان بهاری بود
از من به خود،خودنویس و شعر آزاری
از تو به من اما زخم،زخم کاری بود
از تو تا من جاده در دست تعمیر است
این جاده ای کاش راه همواری بود
من در مرداب من فرو رفت و ای کاش
سهمش از دریای تو موج سواری بود
در رگهای سبز زندگی اگر بودی
قطره قطره های سرخ عشق جاری بود
دست هایم اگر با جیب پالتو قهر است
در این سرما به امید دست یاری بود
این من درون پیرهنت زندانی ست
پیرهن درآوردی و وقت زاری بود
قهوه ام را تلخ می نوشم با خیال
بوسه ی شیرینی که یادگاری بود
از تو به من فاصله چند زمستان است؟
کاش پایان هر زمستان بهاری بود

۱۳۹۳ اسفند ۳, یکشنبه

Elaaheh








به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم
مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی
که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم
بیا به صلح من امروز در کنار من امشب
که دیده خواب نکردست از انتظار تو دوشم
مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم
که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

۱۳۹۳ اسفند ۲, شنبه

آه کشـــیدم که دلم می تپید

رگ رگِ جانم زغمت می جهید



آه کشیدم که غمت در دل است

پای من و پای دلم در گِل است



زلف برافشـــاندی و رفتی چو باد

ای دل و جانم به فدای تو باد!

۱۳۹۳ بهمن ۳۰, پنجشنبه

۱۳۹۳ بهمن ۲۸, سه‌شنبه

گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد
گل شب بو دیگه شب بو نمیده
کی گل شب بو رو از شاخه چیده
گوشۀ آسمون، پره رنگین کمون
من مثه تاریکی تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من میرم گم میشم تو جنگل خواب
گل گلدون من، ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو
رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه
دلم یه مرداب
آسمون آبی میشه
اما گل خورشید
روی شاخه های بید
دلش میگیره
دره مهتابی میشه
اما گل مهتاب
از برکه های آب
بالا نمیره
تو که دست تکون میدی
به ستاره جون میدی
می شکفه گل از گل باغ
وقتی چشمات هم میاد
دو ستاره کم میاد
میسوزه شقایق از داغ
گل گلدون من، ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو، ر فته از رنگ و بو
من شدم رودخونه، دلم یه مرداب


۱۳۹۳ بهمن ۲۶, یکشنبه

درخیال خویش اگر یک شب ترا مهمان کنم
نیست باکی گرفدایت هم دل وهم جان کنم

جان من بی ارزش است ودل ندارد قیمتی
هرچه فرمان تو باشد،گوکه حاضر آ ن کنم

دانه دانه زیر پایت ، ریزم ناچیز تحفه ای 
اشکها گو هر کنم هم خون دل مرجان کنم

دانم که توسنگین دلی هم عاشقان راقاتلی
من هم زعشقت هرکجا صدناله وافغان کنم

جانم وفارا پیشه کن اندر جفا اندیشه کن 
بازآ که من یکدم ترا صد جان،دل قربان کنم

باورنکردی عشق من ریختی چراتو اشک من
شاید زمرگ خویشتن من هم ترا گریان کنم

۱۳۹۳ بهمن ۲۴, جمعه

چندیست به دل گویم این می کده غمخوار ندارد
رسوا شوی ای دل گر به تمنای او تو نشینی
ساغی این میکده کیش به فرهاد ندارد
بهر مستی و شراب و می ناب گر بنشینی
یک عمر به سر اید تو نبودی و نیستی
رسم مستانگی از نیکان بیندیش
رسم وصال در ایینه غربی تو نیابی

۱۳۹۳ بهمن ۲۱, سه‌شنبه

Insha'Allah, insha'Allah


After a storm
I want to be brave
And keep you warm
And not fade away
As we float from the shore
Into the light
Into the unknown
Like thousands of lanterns
Glowing with grace
In glorious silence
Descending through space
To a friend
A sister in need
Who is not alone
And they are surrounding her
And they will enfold her outstretched hand
In our love

Into the light
It's hard to believe
It's always been ours to give
And to receive
I want to be shameless like the sun
Moving into you
Entering light

Welcome
Insha'Allah, insha'Allah
Enter one amazing grace is pouring down
Fear not this light
We are of this light divine
So come
We move as one
Amazing grace is pouring down
Fear not this light
We are on this light divine
Welcome
Enter one

After a storm
I wanna let go
Of the things that I’ve done
Without any worry
I wanna come home
Into the light
Into the unknown
I want to be shameless
Like the sun
Moving into you
Enter light

Welcome
Insha'Allah, insha'Allah
Enter one
Amazing grace is pouring down
Fear not this light
We are on this light divine
So come
We move as one
Amazing grace is pouring down
Fear not this light
We are on this light divine
Welcome
Enter one

Kr.s*



اي كاش ميفهميد يك قلب ساده مملو از محبت هميشه به يادش ميتپيد و در وجودم ياد او را هر ثانيه خاطره آور ميشود، اي كاش ارزوهاي ساده و بچگانه اين دل تنها پايان بهتري ميداشت...





اي كاش ميفهميد



ميفهميد در صداي ساده و أرام من فريادهاي دوستت دارم چون دريايي پر تلاتم وجودم را در گردابهاي اي كاش ها شكستانده، اما از ترس اينكه مبادا صداي دلنشينش گرچه سرد و غريبانه اش را از اين دل غريب دريغ كند جرات بر زبان اوردن ندارد...