۱۳۹۳ بهمن ۲۴, جمعه

چندیست به دل گویم این می کده غمخوار ندارد
رسوا شوی ای دل گر به تمنای او تو نشینی
ساغی این میکده کیش به فرهاد ندارد
بهر مستی و شراب و می ناب گر بنشینی
یک عمر به سر اید تو نبودی و نیستی
رسم مستانگی از نیکان بیندیش
رسم وصال در ایینه غربی تو نیابی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر