۱۳۹۳ بهمن ۲۱, سه‌شنبه

Kr.s*



اي كاش ميفهميد يك قلب ساده مملو از محبت هميشه به يادش ميتپيد و در وجودم ياد او را هر ثانيه خاطره آور ميشود، اي كاش ارزوهاي ساده و بچگانه اين دل تنها پايان بهتري ميداشت...





اي كاش ميفهميد



ميفهميد در صداي ساده و أرام من فريادهاي دوستت دارم چون دريايي پر تلاتم وجودم را در گردابهاي اي كاش ها شكستانده، اما از ترس اينكه مبادا صداي دلنشينش گرچه سرد و غريبانه اش را از اين دل غريب دريغ كند جرات بر زبان اوردن ندارد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر